فرهنگ آریان‌پور

باوقار

#۲۴٬۷۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

stately

باوقار، مجلل، باشکوه

۲

dignified

باوقار، بزرگ، معزز، بلند مرتبه، موقر

۳

superb

عالى، بسیار خوب، باشکوه، باوقار

۴

courtly

شایسته دربار، مودب، باوقار، به طرز چاپلوسانه

۵

queenly

درخورملکه، لایق ملکه، باشکوه، ملکه منش، باوقار

۶

ladylike

بانووار، باوقار، زن صفت

۷

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن

۸

sober

هوشیار، به هوش، عاقل، میانه رو، معتدل، متین، سنگین، موقر، آدم هشیار (در برابر مست)، هوشیار بودن، به هوش آوردن، از مستى درآوردن

۹

gracious

توفیق دهنده، فیض بخش، بخشنده، رئوف، مهربان، دلپذیر، زیر دست نواز، خیر خواه، (ک.) خوشایند، مطبوع داراى لطف

۱۰

reserved

پس نهاد، کنار گذاشتن، پس نهاد کردن، نگه داشتن، اختصاص دادن، اندوختن، اندوخته، ذخیره، احتیاط، یدکى، (در مورد انسان) تودار بودن، مدارا، از پیش حفظ کردن، رزرو کردن