فرهنگ آریانپور
باوقار
#۲۴٬۷۴۴
stately
باوقار، مجلل، باشکوه
dignified
باوقار، بزرگ، معزز، بلند مرتبه، موقر
superb
عالى، بسیار خوب، باشکوه، باوقار
courtly
شایسته دربار، مودب، باوقار، به طرز چاپلوسانه
queenly
درخورملکه، لایق ملکه، باشکوه، ملکه منش، باوقار
ladylike
بانووار، باوقار، زن صفت
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
sober
هوشیار، به هوش، عاقل، میانه رو، معتدل، متین، سنگین، موقر، آدم هشیار (در برابر مست)، هوشیار بودن، به هوش آوردن، از مستى درآوردن
gracious
توفیق دهنده، فیض بخش، بخشنده، رئوف، مهربان، دلپذیر، زیر دست نواز، خیر خواه، (ک.) خوشایند، مطبوع داراى لطف
reserved
پس نهاد، کنار گذاشتن، پس نهاد کردن، نگه داشتن، اختصاص دادن، اندوختن، اندوخته، ذخیره، احتیاط، یدکى، (در مورد انسان) تودار بودن، مدارا، از پیش حفظ کردن، رزرو کردن