فرهنگ آریان‌پور

باهوش

#۲۴٬۷۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

intelligent

باهوش، هوشمند

۲

keen

تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق

۳

spry

چابک، چالاک، زرنگ، فرز، باهوش، دانا

۴

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن

۵

swish

صداى فش فش کردن، با صداى فش فش زدن، فش فش، صداى ضربت تازیانه، باهوش، پیرومد

۶

bright

تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش

۷

clever

ناقلا، زرنگ، زیرک، باهوش، با استعداد، چابک

۸

shrewd

زیرک، ناقلا، باهوش، حیله گر، موذى، زرنگ

۹

spiffy

(زبان عامیانه) تمیز، زیبا، خوش منظر، باهوش، عالى

۱۰

sagacious

دانا، زیرک، عاقل، باهوش، با فراست، هوشمند

۱۱

precocious

زود رس، پیش رس، نابهنگام، باهوش

۱۲

apprehensive

بیمناک، نگران، درک کننده، باهوش، زودفهم

۱۳

intellingent

هوشمند، باهوش

۱۴

knowledgeable

بصیر، مطلع، وارد به کار، قابل درک، باهوش، زیرک

۱۵

understanding

فهم، ادراک، هوش، توافق، تظر، موافقت، باهوش، مطلع، ماهر، فهمیده عامیانه‌

۱۶

brainy

بافکر، خوش فکر