فرهنگ آریان‌پور

باهو

#۲۴٬۶۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

stile

نردبان، پلکان، سنگچین، باهو، چوب عمودى چهارچوب درب

۲

doorjamb

چهارچوب، در، باهو

۳

doorpost

(doorjamb =) ـ چهارچوب، در، باهو

۴

bat

چوب، چماق، عصا، چوکان زدن، خشت، گل آماده براى کوزه گرى، لعاب مخصوص ظروف سفالى، چشمک زدن، مژگان را تکان دادن، بال بال زدن، چوگان، چوگاندار، نیمه یا پاره آجر، (زبان عامیانه) ضربت، چوگان زدن، (جانور شناسى) خفاش

۵

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه