فرهنگ آریانپور
بانی کردن - دیده -
#۲۴٬۶۸۳
espy
جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن
scout
پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف
monitor
مبصر، دیده بانى کردن، آگاهى دهنده، انگیزنده، گوشیار، (در رادیو) به علائم رمزى مخابراتى گوش دادن