فرهنگ آریان‌پور

بانگ زدن

#۲۴٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۲

crow

(past: crowed, crew ; past participle: crowed) ـ غراب، کلاغ، اهرم، دیلم، بانگ زدن، بانگ خروس

۳

exclaim

از روى تعجب فریاد زدن، اعلام کردن، بعموم آگهى دادن، بانگ زدن

۴

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۵

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۶

whoop

صداى بلند مثل سرفه، صداى سیاه سرفه، فریاد، صداى جغد و مانند آن، فریاد کردن

۷

halloo

اهوى، اى (هنگام دیدن کسى گفته مى شود)، یا الله، هى، آهاى، هالو گفتن، هالو