فرهنگ آریان‌پور

بانگ

#۲۴٬۶۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۲

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۳

crow

(past: crowed, crew ; past participle: crowed) ـ غراب، کلاغ، اهرم، دیلم، بانگ زدن، بانگ خروس

۴

clamor

(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن

۵

clamour

(clamor =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن

۶

calling

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى call

۷

exclamation

فریاد، بانگ، علامت تعجب، حرف ندا

۸

bong

(ring =) ـ طنین صدا (مثل صداى زنگ)

۹

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۱۰

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۱۱

halloo

اهوى، اى (هنگام دیدن کسى گفته مى شود)، یا الله، هى، آهاى، هالو گفتن، هالو