فرهنگ آریان‌پور

باند

#۲۴٬۵۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

band

باند، نوار، بند و زنجیر، تسمه یا بند مخصوص محکم کردن، لولا، ارکستر، دسته ى موسیقى، اتحاد، توافق، روبان، باند یا بانداژ، نوار زخم بندى، متحد کردن، دسته کردن، نوار پیچیدن، به صورت نوار در آوردن، با نوار بستن، متحد شدن band در اداره‌ و غیره‌ ingroup

۲

lane

کوچه، راه باریک، گلو، ناى، راه دریایى، مسیر که با خط کشى مشخص مى شود، خط سیر هوایى، کوچه ساختن، منشعب کردن lane رادیو

۳

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۴

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۵

strip

برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار

۶

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۷

clique

دسته، گروه، محفل

۸

cohort

گروه، پیرو، طرفدار، همکار

۹

bandage

نوار زخم بندى، با نوار بستن

۱۰

faction

دسته بندى، حزب، انجمن، فرقه، نفاق inner circle