فرهنگ آریان‌پور

بان - دیده -

#۲۴٬۵۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

scout

پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف

۲

feeler

احساس کننده، دیده بان، (مجازى) سخن استمزاجى

۳

lookout

مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه

۴

sentinel

نگهبان، قراول، دیده بان، کشیک، نگهبانى کردن