فرهنگ آریانپور
بان - دیده -
#۲۴٬۵۴۳
scout
پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف
feeler
احساس کننده، دیده بان، (مجازى) سخن استمزاجى
lookout
مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه
sentinel
نگهبان، قراول، دیده بان، کشیک، نگهبانى کردن