فرهنگ آریان‌پور

بامانت سپردن

#۲۴٬۴۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

bail

توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن

۲

entrust

سپردن، واگذار کردن، بامانت سپردن

۳

intrust

(entrust =) ـ سپردن، واگذار کردن، بامانت سپردن