فرهنگ آریان‌پور

باله

#۲۴٬۴۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

baleen

والانه، استخوان نهنگ (whalebone)، بالن، بال، باله، ماهى سیم

۲

wing

بال، پره، قسمتى از یک بخش یا ناحیه، (علوم نظامى) گروه هوایى، هر چیزى که هوا را بر هم مى زند (مثل بال)، بال مانند، زائده حبابى، جناح، زائده پره دار، طرف، شاخه، شعبه، دسته حزبى، پرواز، پرش، بالدار کردن، پردار کردن، پیمودن

۳

plane

صفحه، سطح، مستوى، هواپیما، رنده کردن، با رنده صاف کردن، صاف کردن، پرواز، جهش شبیه پرواز، سطح تراز، هموار، صاف، مسطح

۴

flapper

مگس کش، مگس پران، جوجه اردک