فرهنگ آریانپور
اجتماع کردن
#۲٬۴۳۸
forgather
فراهم آمدن، گرد آمدن، اجتماع کردن
congregate
جمع شدن، اجتماع کردن
flocculate
قلنبه، انبوهى، طره، کلاله، کاکل، اجتماع کردن، به صورت رشته هاى انبوه و کرکدار در آوردن، انبوه شدن، لخته شده
#۲٬۴۳۸
فراهم آمدن، گرد آمدن، اجتماع کردن
جمع شدن، اجتماع کردن
قلنبه، انبوهى، طره، کلاله، کاکل، اجتماع کردن، به صورت رشته هاى انبوه و کرکدار در آوردن، انبوه شدن، لخته شده