فرهنگ آریان‌پور

بالایی

#۲۴٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

upper

بالایى، فوقانى، زبرین، بالا رتبه، بالاتر، رویه upper o'er

۲

superior

بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز

۳

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "

۴

upward

(upwards =) ـ بالایى، رو به بالا، رو به ترقى، به طرف بالا

۵

upwards

(upward =) ـ بالایى، رو به بالا، رو به ترقى، به طرف بالا