فرهنگ آریانپور
بالاتنه
#۲۴٬۲۴۹
bust
(past: busted, bust ; past participle: busted, bust) ـ مجسمه نیم تنه، بالاتنه، سینه، انفجار، ترکیدگى، خرد گشتن، ورشکست شدن، ورشکست کردن، بیچاره کردن
trunk
تنه، بدنه، کنده درخت، خرطوم بینى انسان، چمدان بزرگ، صندوق، بدنه ستون، شاه سیم