فرهنگ آریان‌پور

بالاتر

#۲۴٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

about

در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد

۲

above

در بالا، بالاى، بالاى سر، نام برده، بالاتر، برتر، مافوق، واقع دربالا، سابق الذکر، مذکور در فوق

۳

upper

بالایى، فوقانى، زبرین، بالا رتبه، بالاتر، رویه

۴

senior

بزرگتر، مهتر، ارشد، بالاتر، بالارتبه، قدیمى

۵

superior

بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز

۶

past

گذشته، پایان یافته، پیشینه، وابسته به زمان گذشته، پیش، ماقبل، گذشته از، ماوراى، در ماوراى، دور از، پیش از

۷

supra

پیشوندى است به معنى " بالا " و " روى " و " مافوق " و " بعلاوه " و " قبلا " و " به بالا نگاه کنید " و " به فوق مراجعه شود "

۸

topper

هرس کن، شاخه زن، سوهان، چیز عالى

۹

excelsior

متعال، برتر، تراشه، خرده نجارى