فرهنگ آریان‌پور

بالا کشیدن

#۲۴٬۱۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

raise

بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن

۲

embezzle

اختلاس کردن، دستبرد زدن به، حیف و میل کردن، دزدیدن، بالا کشیدن

۳

grab

ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش

۴

hike

گردش، پیاده روى، مبلغ را بالا بردن

۵

loot

غارت، چپاول، تاراج، استفاده نامشروع، غارت کردن (شهرى که اشغال شده)، چاپیدن

۶

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۷

boost

بالا بردن، زیاد کردن، ترقى، بالا رفتن، ترقى دادن، جلوبردن، بالا بردن (قیمت)، کمک کردن

۸

pocket

جیب، جیبى، به جیب زدن، کیسه هوایى، پاکت، تشکیل کیسه در بدن، کوچک، نقدى، پولى، جیب دار، درجیب گذاردن، درجیب پنهان کردن

۹

plunder

غارت، چپاول، تاراج، یغما، غنیمت، غارت کردن، چاپیدن