بالا بردن
#۲۴٬۱۱۹
ante
بالا بردن، نشان دادن، توپ زدن پیشوندى است به معنى " پیش " و " قبل از " و " در جلو "
boost
بالا بردن، زیاد کردن، ترقى، بالا رفتن، ترقى دادن، جلوبردن، بالا بردن (قیمت)، کمک کردن
hoist
بالا بردن، بلند کردن، بر افراشتن، عمل بالا بردن، عمل کشیدن، مقدار کشش
raise
بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن
uplift
بالا بردن، متعال ساختن، رو به تعالى نهادن
enhance
بالا بردن، افزودن، زیاد کردن، بلند کردن
upgrade
بالا بردن، از درجه بالا، به طرف بالا، سربالایى، ترفیع، بهبود امکانات
elate
برافراشته، سربلند، بالا بردن، محفوظ کردن
horse
اسب، (در شطرنج) اسب، سواره نظام، اسبى، وابسته به اسب، قوه اسب، (در ماشین بخار و غیره) ـ اسب دار کردن، سوار اسب کردن، اسب دادن به، بالا بردن، برپشت سوار کردن، شلاق زدن، به دوش کشیدن، غیرمنصفانه
uprear
بلند شدن، بالا بردن، نصب کردن
amplify
تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن یا نوشتن، (برق) افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، تقویت کردن (صدا)
elevate
بلند کردن، بالا بردن، ترفیع دادن، عالى کردن، نشاط دادن، افراشتن
upraise
بلند کردن، بالا بردن
enthrone
برتخت سلطنت نشاندن، بلند کردن، بالا بردن
heighten
بلند کردن، بلندتر کردن، بالا بردن، زیاد کردن، شدید کردن، بسط دادن
sublimate
(sublime =) ـ تصفیه کردن، پاک کردن، تصعید کردن، متعال کردن، بالا بردن، متصاعد کردن، منزه، متعال
enhancement
افزایش، بالا بردن