واژههای فارسی←بالا انداختن سر خود به نشان غرورفرهنگ آریانپوربالا انداختن سر خود به نشان غرور#۲۴٬۱۱۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bridleافسار، عنان، قید، دهه کردن، (مجازى) جلوگیرى کردن از، رام کردن، کنترل کردنواژههای نزدیک در الفبابابونه معمولی یا معطرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی - سه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی احترامی صحبت کردن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی پرواییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی خیالیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبابی نظمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر