فرهنگ آریان‌پور

اجبار

#۲٬۴۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

coercion

اجبار، اضطرار، تهدید و اجبار

۲

compulsion

اجبار، اضطرار

۳

duress

سختى، سفتى، محکمى، شدت، رفتار خشن و تند، اکراه، اجبار

۴

cogency

ضرورت، اجبار، زیرکى، قدرت عقیده

۵

constraint

قید، محدودیت، اجبار، اضطرار، فشار، گرفتارى، توقیف

۶

persuasion

تشویق، تحریک، اجبار، متقاعد سازى، نظریه یا عقیده از روى اطمینان، اطمینان، عقیده دینى، نوع، قسم، ترغیب