بال
#۲۴٬۰۴۶
wing
بال، پره، قسمتى از یک بخش یا ناحیه، (علوم نظامى) گروه هوایى، هر چیزى که هوا را بر هم مى زند (مثل بال)، بال مانند، زائده حبابى، جناح، زائده پره دار، طرف، شاخه، شعبه، دسته حزبى، پرواز، پرش، بالدار کردن، پردار کردن، پیمودن wing ptero
fin
پره ماهى، بال ماهى، پرک، (زبان عامیانه) دست، بال، پره طیاره، پر، با باله مجهز کردن
limb
عضو، عضو بدن، دست یا پا، بال، شاخه، قطع کردن عضو، اندام زبرین، اندام زیرین
pinna
برگچه، برگ اولیه شبیه پر، بال، جناح
flange
پخش رگه معدن، لبه بیرون آمده چرخ، پیچ سر تنبوشه، پخش کردن، لبه دار کردن بیس بال
baleen
والانه، استخوان نهنگ (whalebone)، بالن، بال، باله، ماهى سیم
pinion
قسمت دور از مرکز بال پرنده، بال، چرخ دنده جناحى، پر و بال پرنده را کندن، دست کسى را بستن، کفتربند کردن
ball
گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک ball جانور شناسی
whale
وال، نهنگ، عظیم الجثه، نهنگ صید کردن، قیطس