فرهنگ آریانپور
اب زیرکاه
#۲۴۰
sly
ناقلا، آدم تودار، آدم آب زیرکاه، موذى، محیل، شیطنت آمیز، کنایه دار
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
cagy
(cagey =) ـ (زبان عامیانه) حیله گر، زیرک، کمرو
cagey
(cagy =) ـ (زبان عامیانه) حیله گر، زیرک، کمرو
slinky
دزدکى، مخفى، خوش ژست
weasel
(جانور شناسى) راسو، جانوران پستاندار شبیه راسو، دروغ گفتن، شانه خالى کردن
politic
دیپلوماسى، آراسته، مهذب، با سیاست، سیاس، سیاسى، نماینده سیاسى، زندانى سیاسى
secretive
ترشحى، تراوشى، سرى، پنهان کار، مرموز
deceptive
فریبنده، فریبا، گول زننده، فریب آمیز
designing
قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود design