فرهنگ آریان‌پور

اب زیرکاه

#۲۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sly

ناقلا، آدم تودار، آدم آب زیرکاه، موذى، محیل، شیطنت آمیز، کنایه دار

۲

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۳

cagy

(cagey =) ـ (زبان عامیانه) حیله گر، زیرک، کمرو

۴

cagey

(cagy =) ـ (زبان عامیانه) حیله گر، زیرک، کمرو

۵

slinky

دزدکى، مخفى، خوش ژست

۶

weasel

(جانور شناسى) راسو، جانوران پستاندار شبیه راسو، دروغ گفتن، شانه خالى کردن

۷

politic

دیپلوماسى، آراسته، مهذب، با سیاست، سیاس، سیاسى، نماینده سیاسى، زندانى سیاسى

۸

secretive

ترشحى، تراوشى، سرى، پنهان کار، مرموز

۹

deceptive

فریبنده، فریبا، گول زننده، فریب آمیز

۱۰

designing

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود design