فرهنگ آریان‌پور

باقیمانده

#۲۳٬۹۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

relict

باقیمانده، ماترک، زن بیوه

۲

remainder

باقیمانده، مانده، پس مانده، غیر قابل مصرف، با تخفیف فروختن

۳

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۴

residue

پس مانده، تفاله مانده، قسمت باقى مانده، فاضل، زیادتى، ته نشین، مانده، باقیمانده، پس ماند، آزاد

۵

oddment

چیزهاى متفرقه، تکه و پاره، چیز باقیمانده

۶

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن

۷

leavings

پس مانده، باقیمانده، ته مانده

۸

leftover

پس مانده، باقیمانده، پس مانده غذا، بقایا

۹

residual

رسوبى، وابسته به رسوب یا باقیمانده، پس مانده، ته نشین، باقیمانده

۱۰

residuum

تفاضل، باقیمانده، پسمانده، رسوب، تفاله

۱۱

survivor

شخص زنده، باقیمانده، بازمانده hangover

۱۲

reliquary

جعبه اشیاء متبرکه، ظرف مخصص نگهدارى آثار مقدس یا باستانى، محفظه عتیقه، باقیمانده

۱۳

loose end

انتهاى تار یا نخ، سر آزاد نخ، چیز استفاده نشده، بیکار افتاده، عاطل، انت هاى شل هر چیزى، باقیمانده، ته مانده

۱۴

odds and ends

خرت و پرت، تکه و پاره، چیز، باقیمانده

۱۵

remnant

باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار

۱۶

surplus

زیادتى، مازاد، زائد، باقى مانده، اضافه، زیادى