فرهنگ آریانپور
اجاق
#۲٬۳۹۹
hearth
اجاق، آتشدان، کف منقل، (مجازى) منزل، سکوى اجاق، کوره کشتى
fireplace
اجاق، آتشگاه، کانون، بخارى، منقل
kiln
کوره، اجاق، درکوره پختن
oven
تنور، اجاق، کوره
range
برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن
stove
(past: staved, stove ; past participle: staved, stove) ـ میله نردبان، چماق، دنده بشکه، چوب، شیارهاى نازک چوب، لوله آب، شبیه لوله، ایجاد سوراخ کردن، شکستن، ریزش کردن، به شکل چوب دستى یا چماق و غیره درآوردن، با چماق زدن، کوبیدن، (موسیقى) روى خط حامل نوشتن، حامل، بند شعر stave