فرهنگ آریان‌پور

باقی‌ گذاشتن

#۲۳٬۹۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۲

bequeath

وقف کردن، تخصیص دادن به، (از راه وصیت نامه) به کسى واگذار کردن