فرهنگ آریانپور
باقی
#۲۳٬۹۷۴
rest
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده
extant
موجود، داراى هستى، (ک.) پدیدار، باقى مانده، نسخه ى موجود و باقى (ازکتاب و غیره)
survivor
شخص زنده، باقیمانده، بازمانده
gleanings
خوشه چینى کردن، ریزه، فرارى، ته مانده درو، باقى
existent
موجود، هست