فرهنگ آریان‌پور

بافتنی

#۲۳٬۹۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

textural

بافتنى، منسوج، بافته

۲

tricot

کش باف، بافتنى، تریکو

۳

textile

پارچه، پارچه بافته، (جمع) منسوجات

۴

knitting

(past: knitted, knit ; past participle: knitted, knit) ـ بافتن، کشبافى کردن، به هم پیوستن، گره زدن، بستن