فرهنگ آریانپور
بافتن - درهم -
#۲۳٬۸۹۵
pleach
درهم بافتن، درهم پیچیدن، درهم گیر افتادن
raddle
گل اخرى، گل قرمز، درهم بافتن
inweave
(enweave =) ـ با هم بافتن، درهم بافتن، درهم متقاطع کردن
interlace
درهم بافتن، به هم پیچیدن، در هم آمیختن، در هم بافتن، مشبک کردن، از هم گذراندن، تقاطع کردن
interlock
همبند کردن، همبند شدن، به هم پیوستن، در هم گیر کردن، به هم ارتباط داشتن، به هم قفل کردن، درهم بافتن، به هم پیچیدن
intertwine
درهم پیچیدن، درهم بافتن، درهم بافته شدن، تقاطع کردن، به هم تابیدن