فرهنگ آریان‌پور

بافتن

#۲۳٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

knit

(past: knitted, knit ; past participle: knitted, knit) ـ بافتن، کشبافى کردن، به هم پیوستن، گره زدن، بستن

۲

tine

شاخ فرعى، دندانه، نوک شاخه یاسیخ، چنگک خیش، از دست دادن، گم کردن، بافتن

۳

braid

قیطان، گلابتون، مغزى، نوار، حاشیه، حرکت سریع، جنبش، جهش، ناگهان حرکت کردن، جهش ناگهانى کردن، بافتن (مثل تورى و غیره)، به هم تابیدن و بافتن، موى سر را با قیطان یا روبان بستن

۴

tress

طره، گیس بافته، گیسو، بافتن، طره کردن

۵

weave

(past: wove, weaved ; past participle: woven, weaved) ـ بافتن، درست کردن، ساختن، بافت، با فندگى

۶

twine

ریسمان چند لا، نخ قند، پیچ، به هم بافتن، دربرگرفتن

۷

entwine

(entwist =) ـ به هم پیچیدن، به هم پیچاندن، (مج) بافتن، مثل طناب تابیدن، در آغوش گرفتن

۸

manufacture

ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولید