فرهنگ آریان‌پور

باغبانی کردن

#۲۳٬۸۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

garden

باغ، بوستان، باغچه، باغى، بستانى، درخت کارى کردن، باغبانى کردن

۲

husband

شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن