فرهنگ آریانپور
اجازه عبور
#۲٬۳۸۰
conge
اجازه عبور، تعظیم، کرنش
passage
گذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپرى شدن، انقضاء، سفردریا، راهرو، گذرگاه، تصویب، قطعه، نقل قول، عبارت منتخبه از یک کتاب، رویداد، کار کردن مزاج
pass
گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن