فرهنگ آریانپور
باطنی
#۲۳٬۷۴۴
ben
(در) درون، درتوى، قله کوه، تپه، داخلى، باطنى، وابسته به اتاق نشیمن
inner
درونى، باطنى، داخلى، تویى، روحى
inward
درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون
inmost
درونى، میانى، باطنى، (مجازى) صمیمانه
internal
داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى
mystical
استعارى، پوشیده، باطنى، رمزى، سرى، درونى
pectoral
(کالبد شکافى) سینه اى، صدرى، درونى، باطنى
intrinsic
ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى
interior
داخل، درون، درونى، داخلى، دور از مرز، دور از کرانه
numinous
ماوراء الطبیعه، اسرار آمیز، روحى، مقدس