فرهنگ آریان‌پور

باطنی

#۲۳٬۷۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ben

(در) درون، درتوى، قله کوه، تپه، داخلى، باطنى، وابسته به اتاق نشیمن

۲

inner

درونى، باطنى، داخلى، تویى، روحى

۳

inward

درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون

۴

inmost

درونى، میانى، باطنى، (مجازى) صمیمانه

۵

internal

داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى

۶

mystical

استعارى، پوشیده، باطنى، رمزى، سرى، درونى

۷

pectoral

(کالبد شکافى) سینه اى، صدرى، درونى، باطنى

۸

intrinsic

ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى

۹

interior

داخل، درون، درونى، داخلى، دور از مرز، دور از کرانه

۱۰

numinous

ماوراء الطبیعه، اسرار آمیز، روحى، مقدس