فرهنگ آریان‌پور

باطل‌ کردن (2)

#۲۳٬۷۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

quash

نقض کردن، باطل کردن، الغا کردن، با ضربه زدن، له کردن، فرو نشاندن تمبر

۲

postmark

مهر باطله تمبر پست، تمبر را به وسیله مهر باطل کردن، اثر مهر تمبر