فرهنگ آریان‌پور

باطل

#۲۳٬۷۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

void

باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن

۲

null

پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر

۳

vain

بیهوده، عبث، بى فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزیى، تهى، مغرور، خودبین، مغرورانه، به طور بیهوده

۴

futile

بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر

۵

wastry

(wastery =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل lapsed

۶

invalid

پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن

۷

wastery

(wastry =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل

۸

frustrated

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن

۹

inoperative

غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر