فرهنگ آریانپور
باطل
#۲۳٬۷۰۳
void
باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن
null
پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر
vain
بیهوده، عبث، بى فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزیى، تهى، مغرور، خودبین، مغرورانه، به طور بیهوده
futile
بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر
wastry
(wastery =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل lapsed
invalid
پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن
wastery
(wastry =) ـ (اسکاتلند) باطل، ضایع، ویران، خراب، عاطل
frustrated
خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن
inoperative
غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر