فرهنگ آریان‌پور

باطری

#۲۳٬۶۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

battery

باطرى، باترى، (علوم نظامى) آتشبار، صداى طبل، حمله با توپخانه، ضرب و جرح

۲

cell

یاخته، سلول، باطرى، پیل، زندان تکى، سلول یک نفرى، حفره

۳

capacitor

خازن، باطرى، ذخیره کننده برق، انباره