فرهنگ آریان‌پور

اجازه دخول دادن

#۲٬۳۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

enter

ثبت کردن، داخل شدن، درآمدن، وارد شدن، تو آمدن، تو رفتن، اجازه دخول دادن، به دست آوردن، قدم نهادن در، داخل عضویت شدن، نام نویسى کردن

۲

admit

پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن