فرهنگ آریان‌پور

باسمه زدن

#۲۳٬۵۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

print

چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن

۲

impress

تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع