باستانی
#۲۳٬۵۵۵
ancient
باستانى، دیرینه، قدیمى، کهن، کهنه، پیر
antiquarian
باستانى، وابسته به قدیم، عتیقه شناس
old
پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى
gray
(grey =) ـ خاکسترى، کبود، سفید (در مورد موى سرو غیره)، سفید شونده، روبه سفیدى رونده، (مجازى) باستانى، کهنه، پیر، نا امید، بد بخت، بیرنگ
relic
اثر، آثار مقدس، عتیقه، یادگار، باستانى
antique
کهنه، عتیقه، باستانى
classic
مطابق بهترین نمونه، ادبیات باستانى یونان و روم، باستانى، مربوط به نویسندگان قدیم لاتین و یونان
primeval
پیشین، اولیه، بسیار کهن، باستانى
traditionary
حدیثى، روایتى، نقلى، روایت شده، باستانى
age old
قدیمى، کهنه، باستانى
early
زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا
olden
کهنه، کهن، قدیمى، پیشین، سابق، زمان پیش
primer
برگ نو، یاسم، نوار ابیض، رسمى و خشک، خیلى محتاط، تمیز، رسمى و خشک بودن، خود را گرفتن، آراستن
primitive
بدوى، اولیه، اصلى، پیشین، قدیم، انسان اولیه