فرهنگ آریانپور
بازیگوش
#۲۳٬۵۳۰
sportful
بازیگوش، شوخ، تفریحى، خوشگذران
kittle
زیرک، چابک، هوشیار، حساس، بازیگوش
wanton
سرکش، حرف نشنو، بازیگوش، خوشحال، عیاش، گستاخ، جسور، شرور شدن، گستاخ شدن، بى ترتیب کردن، شهوترانى کردن، افراط کردن
playful
سربهواه، اهل تفریح و بازى، بازیگوش، سرزنده و شوخ
pixilated
داراى عدم تعادل فکرى، خیلى حساس، بازیگوش، خل، سفیه، جادو شده، هوسباز
sly
ناقلا، آدم تودار، آدم آب زیرکاه، موذى، محیل، شیطنت آمیز، کنایه دار
arch
کمان، طاق، قوس، به شکل قوس یاطاق درآوردن ناقلا، شیطان، موذى، رئیس، اصلى پیشوندى است به معنى " رئیس " و " کبیر " و " بزرگ "
coltish
مثل کره، جست و خیز کننده
frivolous
سبک رفتار، سبک، پوچ، بیهوده و بى معنى، سبکسر، احمق
kittenish
مثل بچه گربه
mischievous
بدسگال، موذى، شیطان، بدجنس