فرهنگ آریان‌پور

اجازه

#۲٬۳۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

permit

اجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، پروانه، جواز، اجازه

۲

permission

اجازه، اذن، رخصت، دستور، پروانه، مرخصى

۳

authorization

اجازه، اختیار

۴

ok

(okay =) ـ صحیح است، خوب، بسیار خوب، تصویب کردن، موافقت کردن، اجازه، تصویب

۵

fiat

حکم، امر، اجازه، رخصت، حکمى، امرى

۶

okay

(ok =) ـ صحیح است، خوب، بسیار خوب، تصویب کردن، موافقت کردن، اجازه، تصویب

۷

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۸

access

دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى

۹

liberty

آزادى، اختیار، اجازه، فاعل مختارى

۱۰

licence

(license =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن

۱۱

license

(licence =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن

۱۲

authority

قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور

۱۳

clearance

اختیار، اجازه، زدودگى، ترخیص، برداشتن مانع، گواهینامه یا کاغذ دال بر پاکى و بى عیبى، ترخیص کالا از گمرک

۱۴

licensure

پروانه، اجازه (بخصوص اجازه موعظه وخطابه)

۱۵

consent

رضایت، موافقت، راضى شدن، رضایت دادن

۱۶

allowance

فوق العاده و هزینه ى سفر، مدد معاش، جیره دادن، فوق العاده دادن