فرهنگ آریان‌پور

بازیگر

#۲۳٬۵۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

actor

بازیگر، هنرپیشه، (حقوق) خواهان، مدعى، شاکى، حامى

۲

mummer

بازیگر، هنرپیشه صامت، بازیگر نقابدار ایام نوئل

۳

actress

هنرپیشه ى زن، بازیگر زن

۴

puppeteer

خیمه شب باز، بازیگر

۵

stager

گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن

۶

artist

هنرور، هنرمند، هنرپیشه، صنعتگر، نقاش و هنرمند، موسیقیدان

۷

player

نوازنده، بازیکن، هنرپیشه، بازیکن ورزشى

۸

artiste

آوازه خوان یا رقاص، هنرور entertainer

۹

Thespian

وابسته به تسپیس شاعر یونانى، هنرپیشه

۱۰

performer

ایفا کننده

۱۱

performing

انجام دادن، کردن، بجا آوردن، اجرا کردن، بازى کردن، نمایش دادن، ایفا کردن