فرهنگ آریانپور
بازنمود کردن
#۲۳٬۲۳۷
manifest
بازنمود کردن، بارز، آشکار، آشکار ساختن، معلوم کردن، فاش کردن، اشاره، خبر، اعلامیه، بیانیه، نامه
limn
مصور کردن، تذهیب کردن (کتاب و غیره)، رنگ آمیزى کردن، آب رنگ زدن
declare
اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن
explain
توضیح دادن، روشن کردن، با توضیح روشن کردن، شرح دادن
describe
شرح دادن، توصیف کردن، وصف کردن
illuminate
روشن ساختن، توضیح دادن، روشن کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانى کردن، موضوعى را روشن کردن، روشن (شده)، منور، روشن فکر
corroborate
تائید کردن، تقویت کردن، اثبات کردن