فرهنگ آریان‌پور

بازمانه

#۲۳٬۲۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

effect

اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول

۲

vestige

(vestigial =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا