فرهنگ آریان‌پور

بازمانده کردن

#۲۳٬۲۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن