فرهنگ آریان‌پور

بازماندن

#۲۳٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

survive

زنده ماندن، باقى بودن، بیشتر زنده بودن از، گذراندن، سپرى کردن، طى کردن، برزیستن