فرهنگ آریان‌پور

بازمان

#۲۳٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

forbidden

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۲

prohibition

منع، نهى، تحریم، ممانعت، قدغن، صدور حکم منع، ممنوعیت survivable