فرهنگ آریان‌پور

بازگو کردن

#۲۳٬۱۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

repeat

دوباره گفتن، تکرار کردن، دوباره انجام دادن، دوباره ساختن، تکرار، تجدید، باز گفتن، بازگو کردن، بازگو، باز انجام

۲

iterate

تکرار کردن، تکرار شدن، از سر گرفتن، دوباره گفتن، بازگو کردن

۳

ingeminate

تکرار و تاکید کردن، بازگو کردن، تکرار کردن، مکرر کردن

۴

echo

طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن

۵

quote

نقل قول کردن، ایراد کردن، مظنه دادن، نقل بیان کردن، نقل کردن، نشان نقل قول

۶

recite

از برخواندن، با صدایى موزون خواندن

۷

excerpt

برگزیدن و جدا کردن، گلچین کردن، قطعه ى منتخب