فرهنگ آریان‌پور

بازگشت

#۲۳٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده return crossreference

۲

recursion

بازگشت

۳

char

(charr =) ـ برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى، ذغال، تبدیل به ذغال کردن، نیمسوز کردن، نیمسوز شدن، جسم زغال

۴

chare

برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى

۵

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن

۶

recession

پس رفت، بازگشت، اعاده، کسادى، بحران اقتصادى

۷

reference

ارجاع، مرجع، مراجعه، رجوع، کتاب بس خوان، بازگشت، عطف، کتاب مخصوص مراجعات علمى و ادبى و غیره

۸

recidivism

عود، باز گشت، بازگشت به، تکرار جنایات

۹

hark back

برگشتن، بازگشت، عطف کردن

۱۰

regress

پس رفتن، پس رفت کردن، برگشت، پس روى، سیر قهقرایى کردن

۱۱

reaction

(reactional =) ـ واکنش، انفعال، عکس العمل، انعکاس، واکنشى

۱۲

recurrence

باز رخداد، باز گشت، رویدادن مجدد، عود

۱۳

regression

بسرفت، برگشت، عود، سیر قهقرایى

۱۴

recrudescence

برگشت، عود، ظهور مجدد، برگشتگى، تجدید