بازگشت
#۲۳٬۱۲۳
return
بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده return crossreference
recursion
بازگشت
char
(charr =) ـ برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى، ذغال، تبدیل به ذغال کردن، نیمسوز کردن، نیمسوز شدن، جسم زغال
chare
برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى
recess
عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن
recession
پس رفت، بازگشت، اعاده، کسادى، بحران اقتصادى
reference
ارجاع، مرجع، مراجعه، رجوع، کتاب بس خوان، بازگشت، عطف، کتاب مخصوص مراجعات علمى و ادبى و غیره
recidivism
عود، باز گشت، بازگشت به، تکرار جنایات
hark back
برگشتن، بازگشت، عطف کردن
regress
پس رفتن، پس رفت کردن، برگشت، پس روى، سیر قهقرایى کردن
reaction
(reactional =) ـ واکنش، انفعال، عکس العمل، انعکاس، واکنشى
recurrence
باز رخداد، باز گشت، رویدادن مجدد، عود
regression
بسرفت، برگشت، عود، سیر قهقرایى
recrudescence
برگشت، عود، ظهور مجدد، برگشتگى، تجدید