فرهنگ آریان‌پور

بازگرفتن

#۲۳٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

retake

(past: retook ; past participle: retaken) ـ بازگرفتن، دوباره گرفتن

۲

requisition

درخواست، تقاضا، سخره، چیز مورد تقاضا، بازگرفتن، مصادره کردن، درخواست رسمى کردن

۳

resume

از سر گرفتن، خلاصه تجربیات، حاصل، خلاصه، چکیده کلام، ادامه یافتن، از سرگرفتن، دوباره به دست آوردن، باز یافتن

۴

recapture

پس گرفتن، دوباره تسخیر کردن، پس گیرى