فرهنگ آریان‌پور

بازسنجی‌ کردن

#۲۳٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۲

dissect

کالبدشکافى کردن، تشریح کردن، (مج) موشکافى کردن