فرهنگ آریانپور
بازسازی
#۲۳٬۰۶۰
remake
(past: remade ; past participle: remade) ـ بازساختن، بازسازى کردن، دوباره ساختن
mend
تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن
mending
تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن
overhaul
(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور
reformation
اصلاح، تهذیب، اصلاحات
restoration
اعاده، ترمیم، استقرار مجدد، تجدید، بازگرداندن، استرداد
regeneration
باززاد، نوزایش، تهذیب اخلاق، اصلاح، باززایى، احیاء
reconstruction
تجدید بنا، نوسازى، نمونه مطابق اصل، مدل redevelopment
rehabilitation
نوتوانى، نوسازى، توانبخشى، تجدید اسکان، احیاى شهرت یا اعتبار