فرهنگ آریان‌پور

بازسازی

#۲۳٬۰۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

remake

(past: remade ; past participle: remade) ـ بازساختن، بازسازى کردن، دوباره ساختن

۲

mend

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۳

mending

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۴

overhaul

(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور

۵

reformation

اصلاح، تهذیب، اصلاحات

۶

restoration

اعاده، ترمیم، استقرار مجدد، تجدید، بازگرداندن، استرداد

۷

regeneration

باززاد، نوزایش، تهذیب اخلاق، اصلاح، باززایى، احیاء

۸

reconstruction

تجدید بنا، نوسازى، نمونه مطابق اصل، مدل redevelopment

۹

rehabilitation

نوتوانى، نوسازى، توانبخشى، تجدید اسکان، احیاى شهرت یا اعتبار