فرهنگ آریان‌پور

بازساختن

#۲۳٬۰۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

remake

(past: remade ; past participle: remade) ـ بازساختن، بازسازى کردن، دوباره ساختن

۲

rebuild

(past: rebuilt ; past participle: rebuilt) ـ بازساختن، دوباره ساختمان کردن، چیز دوباره ساخته شده

۳

rehabilitate

نوتوان کردن، توانبخشى کردن، داراى امتیازات اولیه کردن، تجدید اسکان کردن، اعاده حیثیت کردن، ترمیم کردن، به حال نخست برگرداندن